امروز اولین قدم از راه جدیدی که شروع کردم برداشته شد. کلاس و دوندگی مادرم برای رسوندن نامه و کلاسهای طلانی و دلشوره م برای تداخل کلاس و برنامه فردا ... و چقدر دلشوره و دغدغه ی همدوره ها که اغلب از راهای دور بودن متفاوت بود با من! ساعت 4صبح راه افتادن و شب دوباره برگشتن و ... بچه داشتن و ... واقعا لحظاتی از این همه بیتابی و شور این چند روزه شرمنده شدم ...
خدا خودش همه دست اندازهای راهمون رو هموار کنه و به عاقبتی خیر و خوش برسوندمون... آمین
برچسب: اسفند,
نویسنده: ماهان ایمانی