تو 1 موازی من همون بار دوم صحبتهامون بهت جواب مثبت دادم. دو سال کلنجار نرفتم باهات و آخر سر یه چیز بچه گانه همه چیز به هم نخورده. من حسرت دستهات و با تو بیرون رفتن و حرف زدن رو ندارم. حسرت اینکه پدر مهربون دخترم باشی رو ندارم. حسرت سفر رفتن، کتاب خوندنت و گوش دادن بهش، حسرت داشتن فامیل و خیلی چیزهای دیگه ...
تو دنیای موازی من شبها خواب سفر خانوادگیت و نمیبینم و با خودم نمیگم کاش الان من جای اون زن تو ماشینت بودم ...
برچسب:
نویسنده: ماهان ایمانی