چقدر روبرو شدنها تو این روزها سخت بود. بین این همه آدم، تو باید تو ختم بری سراغ بچهی یکی که تو این سالها یکی دوبار دیدم و از دیدنش فرار کردم ...؟! حسرتام کم بودن و حتی سرخاک با دیدن آدمای دور هم کم شعلهور شدن، تو هم برو و دور پسر اون بابای بیوفا بگرد و داد بزن نینی!!! ای بچه!
برچسب:
نویسنده: ماهان ایمانی